محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
360
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
نوّاب را فى الجمله دماغ خشكى بوده شمشيرى بر او انداخت ، قضا را بر گردنش آمده سرش بدور افتاد و نواب همچنان مكدّر از بام فرود آمده يعقوب خان درين محل رسيد و بقاعدهء معهود بنياد همزبانى كرده نوّاب متوّجه نشد و رو گردانيده اشاره بگرفتن او كرد و على الفور او را گرفته در بندهاى گران كشيدند و انديشهء مكرى و مقدمهء غدرى كه ترتيب داده بودند « 1 » به حكم « وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ » « 2 » ، نتيجهء آن مكر به خودش راجع گشت بعد از آن حكم مطاع بشكنجه و عذاب او صادر شده چهار روز متصل شكنجههاى « 3 » عنيف شديد كشيد . روز پنجم شفيعان شفيق انگيخت و تقبلات بيكران نموده اثرى بر آن هم مترتب « 4 » نگرديد بنياد جزع و فزع كرد و زبان بتضرع و زارى و تفجع و بيقرارى گشاد و هر چند گريه و فغان به آسمان رسانيد و حرف توبه و انابت بر زبان آورد اثرى نداد و بمصداق كريمه « مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ » « 5 » اعمال و افعال ناشايست و گفتار و كردار نابايست او گردش برآمده محيط ذات نمرود صفاتش گشت و چندانكه دست و پا زد ازين گرداب بلا و غرقاب فنا روى خلاصى و اميد نجاتى نديد . عاقبت در تاريخ شهور سنهء تسع و تسعين و تسعمائه ، زورق حياتش درين بحر فرو رفته غريق لجّهء عدم گرديد . پس از آن متابعان مخصوص و معتمدان باخلوص او را پنج و شش طلبيده و از لباس حيات مستعار عارى ساخته بىانتظار بملازمت عاليش رسانيدند و همچنين هر كه درين وادى ، پيروى او كرده دم از متابعت و مرافقت او زده بود ، همه را بتيغ قهر بگذرانيدند [ 198 ] و چند كس از امراء و ارباب اعتماد مقرر شد كه بقلعهء اصطخر رفته و ضبط اموال و جهات خان عاليمكان نموده اهل قلعه و حارسان را
--> ( 1 ) - كذا ، ظاهرا : بود . صحيح است ( 2 ) - سورهء 35 آيهء 43 . ( 3 ) - م : بشكنجههاى . ( 4 ) - د : مرتب . ( 5 ) - سورهء 2 آيهء 81 .